کاربر گرامی، صفحه قابل مشاهده نسخه قدیمی پایگاه می باشد برای ورود به نسخه جدید روی این نوار کلیک کنید

 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 

نجس‌هاي‌ ده‌گانه‌

م‌ ( 38 ) در ميان‌ پديده‌ها، تنها ده‌ چيز نجس‌ است‌ و بقيّه‌ي‌ چيزها، همه‌ پاك‌ است‌. اين‌ ده‌ چيز عبارت‌ است‌ از: ادرار، مدفوع‌، مني‌، خون‌، مردار، سگ‌، خوك‌، كافر، شراب‌ و آب‌جو(فقّاع‌).

1 و 2 ـ ادرار و مدفوع‌

م‌ ( 39 ) ادرار و مدفوع‌ انسان‌ و هر حيوان‌ حرام‌گوشتي‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ دارد؛ به‌گونه‌اي‌ كه‌ اگر رگ‌ آن‌ را ببرند، خون‌ از آن‌ با فشار بيرون‌ مي‌آيد؛ مانند: حيوانات‌ درنده‌، نجس‌ است‌.

م‌ ( 40 ) فضله‌ي‌ حشرات‌ كوچكي‌ كه‌ گوشت‌ ندارد؛ مانند: پشه‌، مگس‌ و سوسك‌، پاك‌ است‌.

م‌ ( 41 ) پرهيز از فضله‌ي‌ حيوان‌ حرام‌ گوشتي‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ ندارد؛ مانند: ماهي‌هاي‌ حرام‌ گوشت‌، لازم‌ نيست‌.

م‌ ( 42 ) فضله‌ و ادرار حيوان‌ حلال‌ گوشت‌؛ هرچند خون‌ جهنده‌ داشته‌ باشد؛ مانند: گاو و گوسفند، پاك‌ است‌.

م‌ ( 43 ) فضله‌ و ادرار پرندگان‌ پاك‌ است‌؛ خواه‌ حلال‌ گوشت‌ باشد؛ مانند: كبوتر و كبك‌، يا حرام‌ گوشت‌؛ مانند: باز، خفّاش‌ و طاووس‌.

م‌ ( 44 ) ادرار و مدفوع‌ حيواني‌ كه‌ انسان‌ با آن‌ نزديكي‌ كرده‌، نجس‌ است‌.

م‌ ( 45 ) ادرار و مدفوع‌ حيوان‌ حلال‌ گوشتي‌ كه‌ از شير خوك‌ خورده‌؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ استخوان‌ وي‌ از شير خوك‌ سخت‌ گرديده‌ يا گوشت‌ بر آن‌ روييده‌، نجس‌ است‌.

3 ـ مني‌

م‌ ( 46 ) مني‌ انسان‌ و هر حيواني‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ دارد نجس‌ است‌؛ خواه‌ حلال‌ گوشت‌ باشد يا حرام‌ گوشت‌.

م‌ ( 47 ) ترشحاتي‌ كه‌ مردان‌ و به‌ويژه‌ زنان‌ در خود مي‌يابند و در ظاهر با مني‌ همانندي‌ دارد، اگر به‌ مني‌ بودن‌ آن‌ اطمينان‌ نيابند، مني‌ به‌شمار نمي‌آيد و پاك‌ است‌.

‌4-خون

م‌ ( 48 ) خون‌ انسان‌ و هر حيواني‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ دارد نجس‌ است‌؛ خواه‌ حيوان‌ حلال‌گوشت‌ باشد يا حرام‌ گوشت‌، كوچك‌ باشد يا بزرگ‌.

م‌ ( 49 ) خون‌ و اجزاي‌ حيواني‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ ندارد پاك‌ است‌؛ خواه‌ داراي‌ گوشت‌ باشد؛ مانند: مار، ماهي‌ و قورباغه‌، يا نباشد؛ مانند: مگس‌ و پشه‌.

م‌ ( 50 ) اگر در خون‌ بودن‌ چيزي‌ شك‌ شود، آن‌ چيز، خون‌ به‌شمار نمي‌آيد و پاك‌ است‌.

م‌ ( 51 ) اگر شك‌ شود كه‌ مايعي‌ خون‌ است‌ يا خونابه‌، آن‌ مايع‌، خون‌ به‌شمار نمي‌آيد.

م‌ ( 52 ) اگر در مايعي‌ ـ كه‌ مانند خون‌ است‌ ـ شك‌ شود كه‌ خون‌ حيوان‌ است‌ يا چيز ديگري‌، خون‌ حيوان‌ شمرده‌ نمي‌شود و پاك‌ است‌ و همچنين‌ اگر شك‌ شود كه‌ خون‌ گرفته‌ شده‌ از آنِ حيواني‌ است‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ دارد يا غير آن‌، پاك‌ مي‌باشد.

م‌ ( 53 ) خوني‌ كه‌ حشرات‌ كوچك‌؛ مانند: پشه‌، از بدن‌ آدمي‌ مي‌مكد، پس‌ از آن‌كه‌ جزو بدن‌ آن‌ها شمرده‌ شود، خون‌ انسان‌ به‌شمار نمي‌آيد و پاك‌ است‌.

خون‌ حيوان‌ حلال‌ گوشت‌

م‌ ( 54 ) اگر حيوان‌ حلال‌ گوشتي‌ ذبح‌ شرعي‌ گردد و خون‌ آن‌ به‌گونه‌ي‌ عادي‌ بيرون‌ آيد، بقيه‌ي‌ خوني‌ كه‌ در بدن‌ آن‌ باقي‌ مي‌ماند پاك‌ است‌، ولي‌ خوردن‌ آن‌ حرام‌ مي‌باشد.

م‌ ( 55 ) خوني‌ كه‌ به‌خاطر مانع‌، به‌ مقدار غيرعادي‌ در بدن‌ حيوان‌ باقي‌ مي‌ماند يا به‌ تن‌ آن‌ باز مي‌گردد، نجس‌ است‌ و اگر با چيزي‌ برخورد كند، آن‌ را نجس‌ مي‌سازد.

م‌ ( 56 ) خوني‌ كه‌ به‌ صورت‌ عادي‌ در ميان‌ گوشت‌ يا جگر حيوان‌ است‌، چون‌ بخشي‌ از گوشت‌ به‌شمار مي‌آيد، پاك‌ است‌ و خوردن‌ آن‌ اشكال‌ ندارد.

م‌ ( 57 ) خون‌ بسته‌اي‌ كه‌ در شيارهاي‌ درون‌ حيوان‌ يا در تكه‌هاي‌ حرام‌ آن‌؛ مانند: سپرز(طحال‌) و بيضه‌ها مي‌ماند؛ اگر سرايت‌پذير باشد يا حالت‌ مايع‌ بودن‌ خود را از دست‌ نداده‌ باشد، نجس‌ است‌. البته‌، خوردن‌ آن‌ در هر صورت‌ حرام‌ مي‌باشد.

خون‌ در تخم‌ مرغ‌

م‌ ( 58 ) پرهيز از لخته‌اي‌ كه‌ در ميان‌ تخم‌مرغ‌ مانند خون‌ ديده‌ مي‌شود واجب‌ نيست‌؛ هرچند با زرده‌ يا سفيده‌ي‌ تخم‌مرغ‌ نيز آميخته‌ گردد؛ خواه‌ آميختگي‌ سبب‌ از بين‌ رفتن‌ لخته‌ي‌ خون‌ گردد به‌گونه‌اي‌ كه‌ ديگر خوني‌ ديده‌ نشود يا سبب‌ آن‌ نگردد.

شير آميخته‌ به‌ خون‌

م‌ ( 59 ) اگر به‌ هنگام‌ دوشيدن‌ شير حيوان‌، خوني‌ همراه‌ شير ديده‌ شود، آن‌ خون‌، نجس‌ است‌ و شير را نيز نجس‌ مي‌سازد.

خون‌ لثه‌

م‌ ( 60 ) اگر از لثه‌ يا قسمت‌ ديگر دهان‌، خوني‌ بيرون‌ آيد و به‌ اندازه‌اي‌ كم‌ باشد كه‌ در آب‌ دهان‌ از بين‌ برود، پاك‌ است‌ و فرو بردن‌ آن‌ اشكال‌ ندارد و چنانچه‌ از دهان‌ بيرون‌ بريزد، سبب‌ نجس‌ شدن‌ چيزي‌ نمي‌شود.

م‌ ( 61 ) مايعي‌ كه‌ از بيني‌ يا چشم‌ خون‌آلود بيرون‌ مي‌آيد؛ اگر آلوده‌ به‌ خون‌ نباشد، پاك‌ است‌ و لازم‌ نيست‌ از آن‌ دوري‌ شود.

خون‌ بسته‌ شده‌

م‌ ( 62 ) خوني‌ كه‌ به‌ واسطه‌ي‌ كوبيدگيِ جايي‌ از بدن‌، زير پوست‌ يا ناخن‌ بسته‌ شده‌ و از روان‌ شدن‌ باز مانده‌ است‌؛ اگر به‌گونه‌اي‌ باشد كه‌ ديگر به‌ آن‌ خون‌ نگويند، پاك‌ است‌ و در صورتي‌ كه‌ به‌ آن‌ خون‌ گفته‌ شود، تا ناخن‌ يا پوست‌ سوراخ‌ نشود، مانع‌ وضو و غسل‌ نيست‌، ولي‌ هرگاه‌ پوست‌ و ناخن‌ به‌گونه‌اي‌ سوراخ‌ شود كه‌ آن‌ خون‌، از ظاهرِ بدن‌ به‌شمار آيد و بتوان‌ آن‌ را بدون‌ زحمت‌ و زيان‌ بيرون‌ كشيد، بايد براي‌ وضو و غسل‌ بيرون‌ آورده‌ شود. البته‌، اگر اين‌ كار، زيان‌ يا زحمت‌ فراوان‌ داشته‌ باشد، بايد وضو يا غسل‌ را به‌صورت‌ «جبيره‌» گرفت‌؛ به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ اطراف‌ محل‌ كوبيده‌ شده‌ را بشويد و پارچه‌اي‌ روي‌ محل‌ كوبيدگي‌ بگذارد و دست‌ خيس‌ خود را روي‌ آن‌ بكشد و به‌ تيمم‌ هم‌ نيازي‌ نيست‌.

م‌ ( 63 ) اگر پس‌ از كوبيدگي‌ و شكافته‌ شدن‌ پوست‌ يا ناخن‌، شك‌ شود كه‌ ماده‌ي‌ سخت‌ و سياه‌ زير آن‌، خون‌ است‌ يا چيز ديگر، آن‌ ماده‌ پاك‌ است‌ و سختي‌ يا سياهي‌ آن‌، مانع‌ طهارت‌ نمي‌باشد.

خون‌ در غذا

م‌ ( 64 ) اگر خوني‌؛ هرچند اندك‌ باشد، در خوراك‌ يا مايعي‌ بريزد؛ خواه‌ آن‌ مايع‌ در حال‌ جوشيدن‌ باشد يا نباشد و آن‌ خون‌، محسوس‌ نباشد و با غذا بجوشد، همه‌ي‌ غذا، مايع‌ و ظرف‌ آن‌ نجس‌ مي‌گردد. براي‌ آگاهي‌ يا اطمينان‌ به‌ ريخته‌ شدن‌ خون‌، ديدن‌ با چشم‌ شرط‌ نيست‌.

خونابه‌ي‌ زخم‌

م‌ ( 65 ) زردابه‌اي‌ كه‌ هنگام‌ بهبودي‌ در اطراف‌ زخم‌ ديده‌ مي‌شود؛ چنانچه‌ با خون‌ آميخته‌ نباشد و به‌ جاي‌ نجس‌ نرسيده‌ باشد، پاك‌ است‌. همچنين‌ زردآبه‌اي‌ كه‌ در جاي‌ خراشيدگي‌ پوست‌ ديده‌ مي‌شود، اگر همراه‌ با خون‌ نباشد، پاك‌ است‌.

م‌ ( 66 ) اگر مايعي‌ در جاي‌ خراشيدگي‌ يا كنده‌ شده‌ي‌ پوست‌ باشد و در خون‌ بودن‌ يا به‌ همراه‌ خون‌ بودن‌ آن‌ شك‌ شود، آن‌ مايع‌ محكوم‌ به‌ طهارت‌ است‌، ولي‌ اگر مايع‌ در محلي‌ باشد كه‌ سابق‌ بر اين‌ زخم‌ بوده‌ و بهبودي‌ يافته‌ است‌ و در خون‌ بودن‌ آن‌ شك‌ شود، آن‌ مايع‌ محكوم‌ به‌ نجاست‌ است‌ و اگر خون‌ نباشد، آگاهي‌ از نجاست‌ پيشين‌ در نجس‌ بودن‌ آن‌ كافي‌ است‌.

5 ـ مردار

م‌ ( 67 ) بدن‌ مرده‌ي‌ مسلمان‌، نجس‌ نيست‌؛ هرچند به‌ غسل‌هاي‌ سه‌گانه‌ نياز دارد.

م‌ ( 68 ) به‌ دنبال‌ برخورد و تماس‌ با بدن‌ مرده‌، پيش‌ از غسل‌ دادن‌ و پس‌ از سرد شدن‌ آن‌، غسل‌ مسّ ميّت‌ واجب‌ مي‌گردد.

م‌ ( 69 ) مردار حيواني‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ دارد ـ حلال‌گوشت‌ باشد يا حرام‌گوشت‌ ـ نجس‌ است‌؛ خواه‌ خود، مرده‌ باشد يا به‌ شيوه‌ي‌ غير شرعي‌ كشته‌ شده‌ باشد.

م‌ ( 70 ) مردار حيواني‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ ندارد؛ مانند: ماهي‌ و قورباغه‌، نجس‌ نيست‌.

اجزاي‌ پاك‌ مردار

نفس‌ حيواني‌ بر همه‌ي‌ اعضا و بخش‌هاي‌ بدن‌ كه‌ حس‌ دارد، چيره‌ مي‌باشد و هيچ‌ عضو و پاره‌اي‌ از چيرگي‌ و سلطه‌ي‌ نفس‌ دور نيست‌.

نفس‌ حيواني‌، مرتبه‌ي‌ پاييني‌ از حيات‌ تجرّدي‌ است‌ و روح‌، مرتبه‌ي‌ بالاتري‌ از نفس‌ است‌. دسته‌اي‌ از حيوان‌هاي‌ برتر، مرتبه‌ي‌ پايين‌ روح‌ و بسياري‌ از آن‌ها نيز تنها مرتبه‌ي‌ پايين‌ نفس‌ را دارا هستند؛ بنابراين‌، حيوان‌ با جداشدن‌ نفس‌ از بدنش‌، مردار مي‌گردد.

م‌ ( 71 ) فقه‌، تنها از پاك‌ بودن‌ آن‌ بخش‌هايي‌ از بدن‌ حيوان‌ سخن‌ مي‌گويد كه‌ داراي‌ حس‌ نيست‌ و هنگامي‌ كه‌ حيوان‌ هنوز زنده‌ است‌، با جدا شدن‌ آن‌ بخش‌، احساس‌ درد نمي‌كند. بر اين‌ اساس‌، پشم‌، كرك‌، پر، چنگال‌، شاخ‌، مو، ناخن‌ و دندان‌ مردار؛ خواه‌ حيوان‌ باشد يا انسان‌، پاك‌ است‌ و اگر دستِ خيس‌ به‌ آن‌ برخورد كند، نجس‌ نمي‌شود.

م‌ ( 72 ) همه‌ي‌ اجزاي‌ بدن‌ حيواني‌ كه‌ نجس‌ است‌؛ مانند: سگ‌ و خوك‌، نجس‌ است‌ و ميان‌ بخش‌هاي‌ ذكر شده‌ در مسأله‌ي‌ پيش‌ و ديگر پاره‌هاي‌ بدنِ آن‌، تفاوتي‌ نيست‌. بنابراين‌، اگر چيز خيسي‌ به‌ مو، ناخن‌ و دندان‌ اين‌ حيوانات‌ برسد، نجس‌ مي‌شود.

شك‌ در مردار

م‌ ( 73 ) اگر در مردار بودن‌ حيواني‌ شك‌ شود و خود آن‌ حيوان‌ نجس‌ نباشد، پاك‌ است‌.

م‌ ( 74 ) اگر شك‌ شود كه‌ مرداري‌ خون‌ جهنده‌ دارد يا خير تا نجس‌ باشد يا نه‌، نجس‌ دانسته‌ نمي‌شود و همه‌ي‌ بخش‌هاي‌ آن‌ پاك‌ است‌، ولي‌ در صورتي‌ كه‌ شك‌ در حس‌ داشتن‌ عضوي‌ از حيوان‌ مرده‌ باشد؛ آن‌ بخش‌ نجس‌ مي‌باشد.

عضو جدا شده‌

م‌ ( 75 ) اگر از تن‌ انسان‌ يا حيواني‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ دارد و زنده‌ است‌ گوشت‌ يا عضو ديگري‌ كه‌ حس‌ دارد جدا شود؛ آن‌ عضو نجس‌ است‌ و حكم‌ مردار را دارد.

م‌ ( 76 ) آنچه‌ همراه‌ جنين‌ است‌ بر دو دسته‌ مي‌باشد:

يكم‌ ـ چيزي‌ كه‌ بدن‌ جنين‌ شمرده‌ مي‌شود؛ مانند: نطفه‌، علقه‌ و مضغه‌ تا پيش‌ از چهار ماهگي‌ ـ كه‌ روح‌ به‌ صورت‌ عادي‌ در جنين‌ دميده‌ نمي‌شود ـ پاك‌ است‌، ولي‌ اگر به‌ آن‌ نطفه‌ يا خون‌ گفته‌ نشود و روح‌ در جنين‌ دميده‌ شده‌ باشد، در حكم‌ مردار است‌ و چنانچه‌ جنين‌ آدمي‌ باشد، خود نياز به‌ غسل‌ ميّت‌ دارد و برخورد با آن‌، سبب‌ غسل‌ مس‌ ميّت‌ مي‌گردد؛ هرچند خود اين‌ اجزا نجس‌ نيست‌، مگر آن‌ كه‌ به‌ نجس‌ آلوده‌ باشد.

دوم‌ ـ چيزهايي‌ مانند: كيسه‌ي‌ آب‌، جفت‌، بند ناف‌؛ چنانچه‌ آلوده‌ به‌ خون‌ يا نجاست‌ ديگري‌ نباشد، نجس‌ نيست‌.

پوست‌ اضافي‌ بدن‌

م‌ ( 77 ) پوست‌هاي‌ اضافي‌ كه‌ از لب‌، سر، دست‌ يا ديگر جاهاي‌ بدن‌ انسان‌ يا حيواني‌ كه‌ خون‌ جهنده‌ دارد جدا مي‌شود و خون‌ يا گوشت‌ به‌ همراه‌ ندارد؛ خواه‌ خود جدا شود يا كسي‌ آن‌ را جدا سازد، پاك‌ است‌؛ خواه‌ به‌ هنگام‌ افتادن‌، رسيده‌ و كامل‌ شده‌ باشد يا نه‌، و يا با فشار جدا گردد يا بدون‌ فشار، همراه‌ با درد جدا شود يا بدون‌ درد.

تخم‌ مرغ‌ در شكم‌ مرغ‌ مرده‌

م‌ ( 78 ) تخم‌ مرغي‌ كه‌ از شكم‌ مرغ‌ مرده‌ بيرون‌ مي‌آيد؛ هرچند پوست‌ رويِ آن‌ سخت‌ نشده‌ باشد، اگر به‌گونه‌اي‌ است‌ كه‌ نجاست‌ به‌ درون‌ آن‌ نمي‌رود، پاك‌ است‌؛ هرچند سطح‌ ظاهري‌ آن‌ به‌ سبب‌ برخورد با رطوبت‌ تن‌ مردار نجس‌ مي‌گردد و لازم‌ است‌ آب‌ كشيده‌ شود.

پنير مايه‌ يا شير مردار

م‌ ( 79 ) اگر برّه‌ يا بزغاله‌ پيش‌ از علف‌خوار شدن‌ مردار شود، پنير مايه‌اي‌ كه‌ از شيردان‌ آن‌ بيرون‌ مي‌آيد پاك‌ است‌، ولي‌ سطح‌ ظاهري‌ آن‌ به‌ سبب‌ برخورد با رطوبت‌ بدن‌ مردار نجس‌ شده‌ و پاك‌ نمودن‌ آن‌ لازم‌ است‌.

م‌ ( 80 ) اگر حيوان‌ حلال‌ گوشتي‌؛ مانند: گوسفند و گاو مردار شود و در پستان‌ آن‌ شيري‌ باقي‌ بماند، آن‌ شير به‌ خاطر برخورد با رطوبت‌ بدن‌ مردار نجس‌ است‌.

كالاي‌ توليدي‌ در كشورهاي‌ غيرمسلمان‌

م‌ ( 81 ) همه‌ي‌ خوراكي‌هاي‌ غيرگوشتي‌؛ مانند: روغن‌، كره‌ و پنير و كالاهاي‌ غيرخوراكي‌؛ مانند: دارو، عطر، ادكلن‌، صابون‌ و واكس‌ كه‌ توليدي‌ كشورهاي‌ غيراسلامي‌ است‌ يا در همان‌ كشورها مورد استفاده‌ي‌ مسلمانان‌ قرار مي‌گيرد، اگر به‌ نجاست‌ آن‌ اطمينان‌ حاصل‌ نشود، پاك‌ است‌.

م‌ ( 82 ) گوشت‌ يا پوست‌ حيواني‌ كه‌ از كشورهاي‌ غيراسلامي‌ آورده‌ مي‌شود، نجس‌ است‌ و خوردن‌ آن‌ حرام‌ مي‌باشد، مگر آن‌ كه‌به‌گونه‌اي‌ ذبح‌ شرعي‌ آن‌ دانسته‌ شود و تنها مسلمان‌ بودن‌ فروشنده‌ براي‌ پي‌ بردن‌ به‌ پاكي‌ آن‌ بسنده‌ نيست‌.

گوشت‌، پيه‌ و چرم‌

م‌ ( 83 ) گوشت‌، پيه‌ و چرمي‌ كه‌ در بازار مسلمانان‌ يافت‌ مي‌شود پاك‌ است‌ و خريد و فروش‌ و به‌كار بردن‌ آن‌ اشكال‌ ندارد و پوشيدن‌ لباس‌ چرمي‌ كه‌ به‌ اين‌ صورت‌ فراهم‌ مي‌گردد، براي‌ نماز بدون‌ اشكال‌ است‌.

م‌ ( 84 ) هر چيزي‌ كه‌ در دست‌ مسلمان‌ است‌؛ هرچند در كشوري‌ غيراسلامي‌ باشد، پاك‌ است‌، مگر اطمينان‌ يابد كه‌ وي‌ آن‌ را از كافر گرفته‌ است‌ و يا مسايل‌ شرعي‌ خود را رعايت‌ نمي‌كند.

م‌ ( 85 ) اگر اطمينان‌ يابد كه‌ كافري‌ براي‌ جلب‌ اطمينان‌ مسلمانان‌، مسايل‌ شرعي‌ را در زمينه‌هاي‌ ذكر شده‌ رعايت‌ مي‌كند، همه‌ي‌ كالاهاي‌ توليدي‌ وي‌ پاك‌ است‌ و خريد و فروش‌ و به‌كار بردن‌ آن‌ اشكال‌ ندارد.

م‌ ( 86 ) اگر در كشورهاي‌ غيراسلامي‌، مسلماني‌ با اين‌ كالاها همانند كالاهاي‌ پاك‌ برخورد كند، مي‌توان‌ به‌ كردار مسلمان‌ اطمينان‌ نمود و آن‌ را پاك‌ دانست‌، مگر آن‌ كه‌ اطمينان‌ شود آن‌ مسلمان‌ مسايل‌ شرعي‌ خود را رعايت‌ نمي‌كند.

م‌ ( 87 ) درباره‌ي‌ كالاهاي‌ توليدي‌ ذكر شده‌، اگر در بازار مسلمانان‌ باشد يا مسلماني‌ در توليد آن‌ نقش‌ داشته‌ باشد، به‌ هرگونه‌ شكي‌ توجه‌ نمي‌شود. همچنين‌ به‌ شك‌ درباره‌ي‌ رعايت‌ كردن‌ توليد كنندگان‌ نسبت‌ به‌ احكام‌ شرعي‌ اعتنا نمي‌شود.

م‌ ( 88 ) خريد كالا از كافري‌ كه‌ دانسته‌ مي‌شود آن‌ را از مسلمان‌ گرفته‌ و بدون‌ تصرفي‌ به‌دست‌ مسلمان‌ رسانده‌ است‌، اشكال‌ ندارد.

م‌ ( 89 ) اگر فراورده‌هاي‌ گوشتي‌ و كالايي‌ را از مسلماني‌ بگيرد كه‌ دستورهاي‌ شرعي‌ را رعايت‌ نمي‌كند و آن‌ فراورده‌ يا كالا را از كافري‌ گرفته‌، لازم‌ است‌ از آن‌ دوري‌ نمايد.

جانوران‌ پاك‌

م‌ ( 90 ) همه‌ي‌ جانوران‌ خشكي‌، آبزي‌، وحشي‌، اهلي‌، گوشت‌خوار، علف‌خوار، درنده‌، بي‌آزار، داراي‌ چنگال‌ يا بدون‌ چنگال‌، از خانواده‌ي‌ حشره‌ها باشد يا پرندگان‌ يا خزندگان‌؛ غير از سگ‌ و خوك‌ خشكي‌، پاك‌ مي‌باشد.